تبليغاتX

JavaScript Codes کردستان
کرد قهرمان
beshar esed

بشار اسد تشکیل دولت مستقل کردستان در شمال عراق را به مثابه یک بمب آماده انفجار توصیف کرد که منجر به انهدام کل خاورمیانه خواهد شد.

رئیس جمهوری سوریه در یک کنفرانس مطبوعاتی در ترکیه  اظهار امیدواری کرد که مسئله تاسیس دولت کردستان مستقل توهمی بیش نباشد.وی همزمان هشدار داده اوضاع کنونی در منطقه متحول شده و این زنگ خطری آشکار است.

اسد همچنین در این کنفرانس حزب کارگران کردستان را یک سازمان تروریستی نام برد و از دولت ترکیه خواست سیاستهای خود را در قبال عراق شفافتر سازد و سوریه را در این باره در جریان بگذارد.

گفتنی است بشار اسد که طی یک دیدار رسمی به ترکیه سفر کرده بود حمایت خود را از دولت ترکیه برای یورش نظامی به اقلیم کردستان به بهانه مقابله با نیروهای  PKK اعلام کرده بود.

محمود عثمان یکی از نمایندگان کرد پارلمان عراق موضعگیریهای اسد را در مورد حمایت از اقدامات نظامی ترکیه را سیاسیی شووینیستی خواند.

زنده باد کرد زنده باد کردستان

زنده باد حزب کارگران کردستان

مرگ و نابودی برای عرب و اعراب

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 16:52  توسط كارو | 
حتی آنان که انقلاب و سیاست مانوس جانشان نبود با تصویر او که از شبکه های خبری پخش و تکرار سه‌رۆک ئۆجالان - رهبر اوجلان - Leader Ocalan - Serok APOمی شد آشنا شدند. 15 فوریه 1999 سرانجامی بود بر نقشه کوتاه و بلندی که او را نشانه ی رفته بود.
همه چیز چنان سریع سازماندهی شد که او را به سوی سر نوشتی که بدان محکوم شده بود رهنمون سازد. اما او به مدد فرهیختگی سیاسی توانست آرام آرام گریبان سرنوشت را به چنگ بگیرد و سازی را برای بسیاری غریب می نمود کوک کند.
عبدلله اوجلان را همه می شناسند.
هم آنانی که سری پر شور دارند و هم آنانی که تمام درزهای هستی را کتمان می کنند.
اما این متن بازخوانی توالی بی بازگشت فصل هاست. باز خوانی ای که در شرایطی دشوار صورت گرفته است.
اسارت در زندان امرالی تنهایی دهشتناک و فشارهای آشکار و پنهانی که مرز تعلق وجنون را مخدوش می کنند و سرانجام آن مسٍٍٍٍِولیت سنگین،سرنوشت یارانی که دربندند،همراهانی که در تجربه ی کشف خویش اند و مردمی که همچون رهبرشان در رنج انکارشان به زمین و زمان چنگ انداخته اند.
این متن رمزگشایی و واگویه ای است از شبح فردا که در شعاع امروز و گذشته هیبتی می یابد. شبحی از یک نوزاد که محتاج آشتی ومهر است یا هیبتی از مرگ که بر دشتهای شخم زده سلطنت می کند.
این متن بازخوانی دیگری است از پیشاتاریخ وتاریخ و در این خوانش،بازیابی هویتی گمشده اساس این دوباره خوانی است. خواه پذیرا باشیم و خواه ناخرسند.
در هر باز خوانش دیگری،می توان به شکلی دیگر وحتی هویتی دیگر گونه رسید وچه باک از این که این متن را اگر اصالت واساسی است همه این است که بتواند در این سلطنت سکوت به آغاز گفتگویی مدد کند.
این متن،جدا از ارزش سیاسی و حقوقی آن،که از سوی یکی از آخرین انقلابیون این سالها به نگارش درآمده،حاوی آموزۀ بسیار مهمی است که در شرایط پر التهاب کنونی جوامع چند فرهنگی میتواند مورد توجه بازیگران عرصۀ حیات سیاسی قرار گیرد،مسألۀ رودررو شدن با واقعیت است.
بازتاب این مسأله در این متن چنان جایگاه مهمی دارد که عبدلله اوجلان در مقدمۀ دفاعیه،اثر خود را به عنوان سند " صلح و آشتی " معرفی می کند و در جای جای متن،متعهدانه مسئولیت هر نوع نادرستی و کژ روی را بی هیچ کتمانی می پذیرد و پس از بیان واقعیت مسأله در ظرف زمان و مکان، راهکارهای عملی ونظری را که به اشتباه مورد استناد قرار گرفته بر می شمرد و می پذیرد که نه تمام حقیقت بلکه بخش کوچکی از حقیقت نزد او بوده است.
این متن به اذعان عبدلله اوجلان نه برای سهم خواهی بیشتر و نه پرسه زدن در حواشی زندگی به نگارش درآمده که به مثابۀ وظیفه ای بر دوش او برای پرتوافکنی بر زوایای گنگ و تاری از تاریخ یک ملت نوشته شده تا در پرتو آن بتوان با ارائه راهکاری مبتنی بر صلح و آشتی و برابری به گفتگو نشست و دیگری به رسمیت شناخت.
عبدلله اوجلان را همه می شناسند.
این متن پاسخی است برای آنان که هنوز در رویای قهرمانی سیر می کنند و به آنانی که بار بودن او پنهانی دسیسه می کردند تا مادر میهن را به داغ فرزند بنشانند،او مانده است،هرچند در زنجیر. به قول خودش بر صلیب سرنوشت بر صخره های امرالی. اما او مانده است ودر این متن تو را به گذر از جنون خون پرستی و خاک پرستی فرا میخوانند.
مقدمۀ از دولت کاهنی سومر به سوی تمدن دمکراتیک مترجم رحیم بیگ زاده
۱۹۴۸: ۴آوریل،عبدلله اوجلان در روستای عمرلی تابع خلفتی در استان اورفای کردستان شمالی
(ترکیه)به دنیا آمد.
۱۹۵۸: برای ادامۀ تحصیل در بخش نیزیپ روستای خود را ترک کرد.
۱۹۷۰: در یکی از ادارات شهر دیاربکر به عنوان کارمند مشغول به کار شد. در آغاز فعالیت فکری و اجتماعی دارای گرایش های دینی بود. اما با آشنایی با ادبیات چپ به گروه های چپ ترکیه گرایش پیدا کرد.
۱۹۷۱: ابتدا در کنکور دانشگاه استانبول در رشتۀ حقوق پذیرفته شد. سپس در کنکور دانشگاه آنکارا شرکت کرد و در رشتۀ علوم سیاسی به ادامۀ تحصیل پرداخت.
۱۹۷۲:اوج گیری جنبش چپ ترکیه،ارتش آزادی بخش ترکیه و حزب رهایی بخش خلق،مبارزات خود را گسترش داده و جنبش دانشجویی را در ترکیه شدیدا تحت تأثیر قرار می دهند.در رویارویی دولتمردان و ارتش ترکیه جهت سرکوب جنبش،در قزل دره،ماهیرچایان و دنیزگزمیش به اسارت در آمده و سپس تیرباران می شوند.تیرباران رهبران جوان جنبش چپ ترکیه باعث اعتراضات و تظاهرات دانشجویی گردید. عبدلله اوجلان نیز که یکی از دانشجویان کرد طرفدار این جنبش بود،در تظاهرات و راهپیمایی های دانشجویی شرکت می کرد به همراه هزاران نفر از پیکارگران چپ به زندان افتاد. از۸ ماه زندان،آزاد و با اندیشه ای تازه پا به عرصۀ مبارزات سیاسی نهاد.
۱۹۷۳:با تنی چند از دانشجویان کرد و ترک در تأسیس و رهبری یک تشکل دانشجویی شرکت جسته و نقش درجه اول را به عهده می گیرد.
۱۹۷۴-۱۹۷۵: عبدلله اوجلان در فعالیت جمعیت آموزش عالی دمکراتیک آنکارا حضور چشمگیر داشته و آرام آرام اندیشه کردستانی آزاد و مستقل در او رشد یافت و در کردستان مکتب سیاسی و فکری تازه ای پا به عرصۀ حیات نهاد.
۱۹۷۷: ۲۷ نوامبر،عبدلله اوجلان با شرکت در گرامیداشت سالروز جان باختن نخستین کادر
رهبری گروه،تأسیس حزب کارگران کردستان را اعلام کرد. این اقدام با برگزاری اولین کنگره پدید آمد.
۱۹۸۲:عبدلله اوجلان در دومین کنگرۀ حزب کارگران کردستان که در سوریه برگزار شد شرکت وآغاز جنگ مسلحانه را اعلام کرد.
۱۹۸۴: ۱۵ اوت،عبدلله اوجلان با شرکت فعال در تشکیل و تأسیس نیروی رهایی بخش کردستان که بازوی نظامی حزب کارگران کردستان بود و اولین عملیات نظامی خود را در شهرهای آروم،شمیدان انجام داد.
۱۹۸۶:عبدلله اوجلان با شرکت در سومین کنگرۀ حزب کارگران کردستان شرکت کرد که نتیجۀ آن تغییر نام حزب رهایی بخش کردستان به ارتش آزادی بخش خلق کردستان بود.
۱۹۹۰: عبدلله اوجلان در چهارمین کنگرۀ حزب کارگران کردستان که در کوه های کردستان برگزار شد شرکت کرد،و گسترش جنگ و آغاز تظاهرات مردمی از تصمیمات این کنگره بود.
۱۹۹۳:برا ی آغاز یک سیاست جدید، عبدلله اوجلا ن اولین آتش بس یک جانبه را از درۀ بقاع لبنان اعلام کرد.
۱۹۹۵:با حضور عبدلله اوجلا ن پنجمین کنگرۀ حزب کارگران کردستان در کردستان برگزار شد.
۱۹۹۵: ۱۰ دسامبر، عبدلله اوجلا ن برای فراهم ساختن زمینه های گفتگوی سیاسی،دومین آتش بس یک جانبه را اعلام کرد.
۱۹۹۶: ۶مه، عبدلله اوجلا ن از توطئۀ بمب گذاری که از سوی نیروهای امنیتی ترکیه طرح ریزی شده بود،جان سالم به در برد.
۱۹۹۸: ۱ سپتامبر،برای گرامیداشت روز جهانی صلح، عبدلله اوجلان برای سومین بار آتش بس یک جانبه را اعلام کرد.
۱۹۹۸: ۹ اکتبر،در پی توطئۀ جهانی و فشار قدرتهای بزر عبدلله اوجلان گ و تهدیدات ترکیه،عبدلله اوجلان سوریه را ترک کرد.
۱۹۹۸: ۱۵ فوریه،عبدلله اوجلان از "کنیا"ربوده و به ترکیه برده شد.
۱۹۹۹: ۲۹ ژوئن،در اولین دادگاهی،عبدلله اوجلان به اعدام محکوم گردید.
۲۰۰۰:هفتمین کنگره حزب کارگران کردستان برگزار و خط مشی حزب تغییر یافت که عبدلله اوجلان با وجود زندانی بودن از سوی کنگره مجدداً به عنوان رهبر برگزار شد.
۲۰۰۲: 4 آوریل،در سالگرد تولد عبدلله اوجلان،هشتمین کنگرۀ فوق العاده حزب کارگران کردستان برگزار شد و برای رویارویی با رویدادهای جهان و استقبال از هزارۀ جدید به حیات حزب کارگران کردستان خاتمه و کنگرۀ آزادی و دمکراسی کردستان اعلام موجودیت کرد و عبدلله اوجلان به عنوان رهبر کنگرۀ آزادی و دمکراسی کردستان انتخاب شد.
۲۰۰۲: 1 اوت،دادگاه ترکیه حکم اعدام عبدلله اوجلان را به حبس ابد تغییر داد.
۲۰۰۳: ماه مارس،دادکاه لاهه ربودن و نحوۀ محاکمه عبدلله اوجلان را به اشتباه اعلام کرد.۲۰۰۳:دومین کنگرۀ آزادی و دمکراسی کردستان برگزار گردید و در راستای سیاست های رفرمیستی و پروسه راهبرد تمدن دمکراتیک رسماً به حیات کنگرۀ آزادی و دمکراسی کردستان خاتمه داده شد و کنگرۀ خلق کردستان اعلام موجودیت کرد و عبدلله اوجلان –علی رغم حضور در زندان- به عنوان رهبر معنوی برگزیده شد و زیبر آیدار،از سیاستمداران قدیمی و نمایندۀ سابق مجلس جمهوری ترکیه به عنوان دبیر کل تشکیلات جدید انتخاب گردید.


منبع: ازدولت کاهنی سومر به سوی تمدن دمکراتیک : دفاعیه عبدلله اوجلان در دادگاه حقوق بشرمترجم: رحیم بیگ زاده
زنده باد کرد زنده باد کردستان
 
زنده باد رهبر عبدالله اوجالان ( ‌رهبر آپو )
 
مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 16:49  توسط كارو | 

رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه گفته است که حزب کارگران کردستان (پ کا کا) باید سلاحهای خود را بر زمین گذاشته و به فعالیتهای مدنی و سیاسی روی بیاورد. نخست وزیر ترکیه در مصاحبه با شبکه 24 تلویزیون ترکیه گفت: اگر پ کا کا سلاحهای خود را زمین گذاشته و به عنوان یک حزب سیاسی مدنی به فعالیتهای پارلمانی روی بیاورد آرامش و ثبات در منطقه برقرار خواهد شد.

اردوغان افزود: مشکلات سیاسی را باید در پارلمان حل و فصل کرد و در صورتیکه پ کا کا قادر به اتخاذ چنین تصمیمی باشد به یک حزب مدنی تغییر یافته و منطقه نیز از ثبات برخوردار خواهد شد.

نخست وزیر ترکیه تصریح کرد که دیوار بی اعتمادی و عدم تفاهم متقابل میان دولت و ملت  اکنون فرو ریخته است. و هم اکنون در مناطق کردنشین و پیش از آن از نبود آموزش و پرورش شکایت داشتند اکنون امکانات آموزشی و رفاهی فراهم شده است.

اردوغان با اشاره به سفرهای خود به مناطقی از کردستان ترکیه، از فعالیتهای صورت گرفته در زمینه های آموزشی، عمرانی و بهداشتی دفاع کرد و افرود که این فعالیتها دیدگاه مردم آن مناطق را نسبت به دولت تغییر داده است.

اردوغان تاکید کرد: پ کا کا باید سلاحهای خود را زمین بگذارد و به فعالیتهای سیاسی روی بیاورد. در این صورت به یک حزب مدنی تبدیل خواهد شد و می توان مسایل را در پارلمان حل و فصل کرد.

 

سخن مدیر وبلاگ (‌سه‌روک ) : اگر به جملات اردوغان خوب فکر کنیم هنوز می‌توانیم بوی نیرنگ و فریب رو از اونها استشمام کرد. اردوغان هم مانند تمام ترک‌های دیگر و صاحبانش در سپاه ترکیه یک ترک سگ صفت و حیله‌گر است که از سیاست چیزی نمی‌داند و کلام اول و آخرشان فقط زور و جنگ است.

میگوید که پ.ک.ک. باید بیاید پارلمان و اسلحه‌ها را زمین بزارد و .... . مگر حزب کردی DTP در پارلمان ترکیه چه خیری بهش رسیده در پارلمان که اگر پ.ک.ک. برفرض بیاید بهش میرسه ؟!؟!

حالا DTP نه سلاح دارد و نه مبارزه مسلحانه میکند هر روز مورد هجوم وحشی‌ها و فاشیست‌های ترک می‌شود. اگر پ.ک.ک. از کوههای کردستان که مانند سنگری برای تمامی کردها هستند بیاید پایین چی بروزش خواهند آورد.

روشنه که ملت باغیرت و قهرمان کرد نه فریب این نیرنگ‌ها را میخورد نه از مبارزان راه آزادی کرد و کردستان که فرزندان خودشان هستند دلسرد میشوند.

اگه یک مقایسه بکنیم شهرهای شمال کردستان را با شهرهای ترکیه خوب به این اختلاف طبقاتی که در این دو منطقه است پی‌میبریم که شهرهای شمال کردستان مانند روستاهایی با جمعیت بسیار بدون امکانات رفاهی ( که اردوغان در حرفاش بهشون اشاره کرده ) هستش ولی اگر از مرز شمال کردستان وارد ترکیه میشوید انگار وارد دنیایی یگر می‌شوید که زمین تا آسمان با هم فرق دارند.

اردوغان می‌گوید امکانات رفاهی، آموزشی و غیره ( مگر جز وظیفه چیز دیگری هست که بر ملت کرد منت میزارند ) تازه بسیاری از این امکانات که در ترکیه نیست و در مناطق کردستان هستش به منظورهای مختلف درست کرده‌اند.

در شمال کردستان ۳ چیز رو بیشتر از هز چیزس می‌بینی:

۱. مدرسه نه بمنظور آموزش و بالا بردن سطح علمی فرزندان کرد بلکه بمنظور از بین بردن فرهنگ و زبان غنی‌ ملت کرد.

۲. ژاندارمری نه برای حفظ امنیت بلکه بمنظور جاهایی برای کار کردن گروه‌های تروریستی سر به دولت ترکیه مانند MIT و JITEM که به ماموران لباس شخصی معروف هستند و قاتلان قتل‌های نامعلوم هستند ( البته کسی نمی‌دونست که اینها قاتل هستند ولی بمرور زمان بعضی از اعضای این گرو‌ه‌های تروریستی که به خارج ترکیه رفته بودند به ترور‌های دولت در مناطق کردنشین اعتراف کردند )

۳. مقر سربازی تا هرگونه اعتراضی رو که نسبت به دولت میشه خفه کنند.

 

خوشبختانه در حال حاضر ملت قهرمان و باغیرت کرد این دسیسه‌ها و نقشه‌ها رو خوب از بین میبره.

زنده باد کرد زنده باد کردستان

زنده باد حزب کارگران کردستان

مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 16:46  توسط كارو | 

 

پێشمه‌رگه‌ی ‌هێزی پاراستنی گه‌ل - پیشمرگه ی نیروهای مدافع خلق - HPG Freedom Fighters


بنا به‌ گزارشات رسیده‌ از مرکز انتشارات و مطبوعات نیروهای گریلای حزب کارگران کردستان PKK ، گریلاهانی این حزب در طی یک عملیات دفاعی که‌ به‌ سبب تهاجم ارتش ترکیه‌ در منطقه‌ مرزی " حکاری " به‌ قصد حمله‌ به‌ جنوب کردستان ( کردستان عراق ) صورت گرفته‌ بود، بیش از 18 تن از سربازان این دولت را به‌ هلاکت رسانیده‌، 16 تن دیگر به‌ شدت زخمی کرده‌ و 10 سرباز کوماندوی ترک نیز توسط گریلاها به‌ اسارت برده‌ شده‌اند.

یکی از اعضای شورای اداره‌ کننده‌ نیروهای نظامی PKK موسوم به‌ نیروهای مدافع خلق HPG به‌ نام " خالص آجار" آمار مذکور را اعلام داشته‌ و گفته‌ است که‌ این عملیات به‌ انتقام خون تعدادی از شهیدان PKK و درراستای دفاع در مقابل تهاجمات اخیر رژیم ترکیه‌ انجام گرفته‌ شده‌ است....

شایان ذکر است که‌ ارتش ترکیه‌ به‌ دلیل زیانهایی جانی و مالی فراوان تشکیل جلسه‌ی اضطراری داده‌ است...

زنده باد کرد زنده باد کردستان

زنده باد حزب کارگران کردستان

مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 16:44  توسط كارو | 
عضو انجمن رهبری کوما جفاک کردستان KCK جمیل بایک، طی مصاحبه‌ای مطبوعاتی با روزنامه دگاردین انگلیس، در کوهستانهای قندیل اعلام کرد که در صورت تجاوز ارتش ترکیه به جنوب کردستان، ترکیه به سوی نابودی پیش خواهد رفت.

جمیل بایک در مصاحبه خود با روزنامه‌نگار دگاردین، ضمن هشدار به دولت تركیه درمورد اعزام نیرو به جنوب کردستان، بیان کرد که در صورت چنین تجاوزی از سوی ترکیه فجایع غیرمترقبه‌ای از جهات سیاسی و نظامی برای ترکیه رخ خواهد داد.

جمیل بایک همچنین این نکته را یادآور شد که نیروهای آنها در حالت تهاجمی نیستند، اما اگر از سوی ارتش ترکیه مورد یورش قرار گیرند، آنان دفاع مشروع را حق مسلم خود دانسته و به صورت شایسته ای پاسخگوی حملات ارتش ترکیه خواهند بود.
وی افزود که، ترکیه به بهانه حضور نیروهای آنها در جنوب کردستان، قصد دارد ،به این بخش کردستان حمله کند و بدین وسیله، برگزاری همه پرسی، برای مشخص شدن آینده كركوك را لغو نماید و اساسا با این سیاست، همهء كردها را نابود سازد.

بایک در ادامه افزود که ارتش ترکیه، در صدد نابودی روند پیشرفت حل دمکراتیک مسائل در ترکیه است و به موازات این سیاست ، در جنوب کردستان نیز ناآرامی ها را گسترش می دهد.

وی همچنین در خصوص آتش‌بس گفت، ما بر آتش‌بسی که از اول اکتبر سال 2006 اعلام کرده بودیم،همچنان پایدار مانده ایم.

بایک در پایان، بار دیگر خاطرنشان ساخت که جنبش رهایبخش کرد برای حل دمکراتیک مسئله کرد از طریق دیالوگ و گفتگو آماده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 16:40  توسط كارو | 
بنا به‌ اخبار حزب حیات آزاد کردستان PJAK که‌ از سوی مرکز مطبوعاتی این
 
حزب پخش گردیده‌ است، روز دوشنبه‌ گریلاهای این سازمان در طی
 
عملیات دفاعی که‌ به‌ سبب تهاجمات نیروهای رژیم ایران در منطقه‌ی "
 
میرگ سور" مرز پیرانشهر انجام گرفته‌ بود، اقدام به‌ کمین گذاشتن نموده‌ و
 
۴ پاسدار رژیم را به‌ هلاکت رساندند.

در همین عملیات تعداد کثیری از نیروهای رژیم نیز زخمی و متواری
 
گردیده‌اند...

همچنین نیروهای PJAK در طی روزهای گذشته‌ بمبی را در نزدیکی یک
 
مرکز بسیج در وسط شهر سنندج کار گذاشته‌ و منفجر کردند که‌ موجب
 
زخمی شدن سه‌ تن از نیروهای رژیم در سنندج گردیده‌ است.

عین بیانیه‌ی PJAK را در مورد عملیاتهای انجام گرفته‌ در سنندج در زیر بخوانید:

دوشنبه مورخه ی 2/7/86 گریلای PJAK .طی عملیاتی در شهر سنندج با
 
منفجر نمودن مرکز تبلیغاتی بسیج وابسته به سپاه پاسداران در میدان
 
مرکزی این شهر(میدان آزادی)که کارش تبلیغ وترویج و تشویق جوانان به
 
همکاری با سپاه پاسدارارن وبسیج بود ، سبب وارد آمدن خسارات شدیدی
 
به آن که به تخریب کامل و از بین رفتن صدها تراکت ، سی دیهای تبلیغاتی
 
و سایر وسایل صوتی و تصویری و زخمی شدن بیش از سه نفر از کارکنان
 
بسیجی این مرکز انجامید ، با اعلام هشدار به برپایی اینگونه اماکن در
 
سطح شهرهای کردستان ،هدف خود را محکوم نمودن توپباران جنوب
 
کردستان و هدف قرار دادن مراکز غیر نظامی و مردم بی دفاع آن بخش از
 
کردستان توسط رژیم ایران اعلام کرده ، و تکرار می کند که با اساس قرار
 
دادن اصل دفاع مشروع هرگونه فشار و تعدی به ملت را بی جواب نگذاسته
 
و از خلق خویش پشتیبانی می کند.
 پژاک در ضمن این بیانیه از میلیتاریزه شدن روز افزون شهرهای مختلف
 
کردستان خبر داده و اعلام می کند که در برابر این اقدام رژیم ایستادگی و
 
مبارزه میکند.

زنده باد یاد و خاطره ی شهیدان
زنده باد رهبر آپو

مرکز اطلاع رسانی PJAK
gerilamesh.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 10:6  توسط كارو | 

 

 سربازان پ ک ک در شمال عراق- عکس: گاردینبنا به گزارش های منتشره، کردهای ساکن منطقه مرزی در شمال عراق ظرف چهار روز گذشته زير آتشباری مشترک نيروهای مسلح ايران و ترکيه قرار داشته و بر اثر آن گروه کثيری از خانواده‌ها و افراد غير نظامی مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده‌اند.

روزنامه گاردين، چاپ لندن امروز در گزارش مفصلی در‌این‌باره، می‌نويسد که به نظر می‌رسد حمله به کردهای اين منطقه، بر طبق يک طرح هماهنگ شده قبلی بين ايران و ترکيه صورت می‌گيرد و تدارک آن مربوط به چند هفته گذشته است.

بر اساس اين گزارش، هدف از طرح ياد شده، در هم کوبيدن مواضع چريک‌های کرد ترکيه، "پ‌ک‌ک"، مستقر در شمال عراق و در نزديکی مرزهای مشترک ايران و ترکيه است. ترکيه و عراق از چند هفته قبل گردان‌هائی از تانک و توپخانه و سربازان خود را به اين منطقه گسيل داشته‌اند.

انبوهی از ساکنان کرد در سه گوشه مرزی عراق، ايران و ترکيه که طی روزهای گذشته مورد حمله ايران و ترکيه بوده‌اند پس از ترک محل سکونت خود به دره‌های پشت کوهستان قنديل پناه برده و چادر زده‌اند. در اين حملات دست کم يک نفر کشته شده است.

رستم جودی از رهبران چريک‌های کرد ترکيه "پ‌ک‌ک"، ادعا کرده است که نيروهای تحت فرماندهی او، دست به هيچگونه عمليات نظامی عليه ترکيه و ايران از داخل عراق نزده‌اند و فعاليت اين گروه در شمال عراق صرفا سياسی است.

از سوی ديگر، خالد صالح سخنگوی حکومت محلی کردستان عراق در اربيل می‌گويد، ما اين حملات را محکوم می‌کنيم و اصرار داريم تا حکومت عراق از ايران و ترکيه بخواهد که به حق حاکميت ما احترام بگذارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 17:46  توسط كارو | 
در میان زنان آوازه خوان که در خارج کشور هنرشان پا گرفته و می خوانند زویا ثابت جای ویژه ای دارد. هم از نظر هنری و هم از نظر محتوای آنچه می خواند. اما مدت زیادی نیست (حداقل برای من) که صدای روژان خواننده ی کردزبان و کردی و فارسی خوان منتشر شده است. صدای قوی و در عین حال پر سوز او نوای موسیقی کردی را در جانت می ریزد. موسیقیی که خوب پرداخته شده است. من با صدای شهرام ناظری و کارهای زیبای کامکارها و پورناظری ها با موسیقی کردی آشنا شدم. فکر می کنم صدای روژان ارزش شنیدن را دارد، حتی برای ما که چندان با زبان کردی آشنا نیستیم.
روژان یک سی دی فارسی هم با موسیقی استاد سه تار جلال ذوالفنون به نام دلشده دارد. چون در جایی نمونه کاری از او در اینترنت ندیدم، لذت شنیدن دو ترانه ی زیبای کردی او را با هم تقسیم کنیم. موسیقی از تهمورس و سهراب پورناظری است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 17:41  توسط كارو | 

پوشاك بانوان كرد مناطق شمال خراسان مجموعا ۸ تكه مي باشند كه

مشخصات آنهابه قرارزيراست:

١. كفش بانوان كرد شمال خراسان

اين كفش دربين مردم اين ناحيه به كومخ معروف است.جنس آن تيماج الوان بخصوص سبزاست.شكل ظاهري كفش شبيه نعلين نوك برگشته مي باشد ورويه وكناره هاي كفش رابا نخهاي ابريشمي رنگي رودوزي وگلدوزي مي نمايند.


٢. جوراب بانوان كرد شمال خراسان

جنس اين جورابها معمولا" پشم گوسفند است وداراي ساقه هاي كوتاهي مي باشد كه تا وسط ساق پامي رسد.شايان ذكر است كه اين جوراب ها توسط بانوان اين ناحيه با نقش ونگاره هاي زيبايي يافته مي شود


٣. وجه تمايز لباسهاي بانوان اين ناحيه با ديگر نواح
شليته بانوان كرد شمال خراسان كردنشين دردامن يا شليته اي مي باشد كه بر تن مي نمايند .بانوان اين ناحيه بر خلاف ديگر نواحي كرد نشين كه از پيراهن استفاده مي كنند از دامن هاي پرچين موسوم به شليته به همراه يك پيراهن نه چندان بلند استفاده مي كنند. اين دامنها تا نواحي زانو مي رسد كه اين اندازه براي بانوان سن بالا كمي بلندتر مي شود.
شليته حدود ١۰تا ١٢ متر پارچه الوان گلدار مي باشد كه معمولا تا ٣/١ قد دامن از پايين را زري دوزي ونواردوزي مي نمايند. معمولا پيراهن كه با اين دامن پوشيده مي شودروي دامن را تا حدودي مي گيرد .


۴. پيراهن بانوان كرد شمال خراسان

پيراهن بانوان اين ناحيه تا حدود كمر ميرسد كه در امتداد آن چند رج نوار تزئيني افقي چين دار نيز دوخته مي شود. پارچه اين پيراهنها معمولا از نوع گلدار انتخاب مي شود و بطور كلي تزئينات فراواني روي آن انجام مي شود . از جمله اينكه قسمت پيش سينه را با نوارهاي افقي وعمود تزئين كرده وسردستها(مچها) نيز داراي نوار دوزي زري مي باشد يقه اين پيراهن داراي چاكهاي ١۰ از دو طرف مي باشد.


۵. جليقه بانوان كرد شمال خراسان

همانند ساير مناطق كرد نشين منباشكوه ومظهراصالت لباسهاي كرد اين ناحيه جليقه آن مي باشد . لذا مانند ديگر مناطق كردنشين آنرا ازمخمل الوان انتخاب كرده وروي آن تزئينات فراوان اعم از سكه دوزي يا يراق دوزي ويا نواردوزي انجام مي شود.


٦. روسري بانوان كرد شمال خراسان
پارچه آن گلدار والولن مي باشد كه زمينه
آن روشن ونقش ونگارهاي الوان زيبايي دارد . ابعادآن كه چهار گوش مي باشد هر ضلع
يك مترو٢۵ سانت است قبل از استفاده آن دوطرف آنرو ريشه مي دهند
و به صورت سه گوش تا كرده وروي سر گذاشته ويك گوشه آن رابه داخل
سربند برده وگره مي زنند.


۷. سربند بانوان كرد شمال خراسان

همان پارچه كلاغه اي معروف است كه در ديگر نواحي كرد نشين نيز استفاده مي شود .


۸. چادر بانوان كرد شمال خراسان

يك پارچه مربع شكل به ابعاد ٢ x ٢ مي باشد كه در ضلع آنرا دو رج با فاصله نواردوزي وريشه دوزي مي كنند. رنگ اين چادر هميشه مشكي انتخاب مي شود .
علاوه بر اقلام ذكر شده كه به صورت پوشش استفاده مي شود بانوان كرد شمال خراسان از تزئينات زيادي برروي لباپوشاك بانوان كرد مناطق شمال خراسان مجموعا ۸ تكه مي باشند كه مشخصات آنها
به قرارزيراست:

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 17:38  توسط كارو | 

گفتگوي بخش فارسي صداي آلمان با صلاح‌الدين مهتدى

اتفاق نظر حكومتهاى منطقه در سركوب كردها در ايران، عراق، تركيه و سوريه تاريخى طولانى دارد. اكنون با قرار گرفتن كردهاى عراق در قدرت، اين سركوب روى بخشهاى ديگر كردستان متمركز شده است. سفر عبدالله گل وزير امور خارجه تركيه به ايران از جمله همكارى دو كشور در اين زمينه را دنبال مى‌كرد. دولت‌هاى ايران و تركيه را كدام علائق مشترك بهم نزديك مى‌كند و جنبش كردها چه نقشى در منطقه ايفا مى‌كند و از چه موقعيتى برخوردار است؟ گفتگويى با صلاح‌الدين مهتدى كارشناس مسائل منطقه در كردستان عراق.

آقای مهتدی، عبداله گل در دیدارش با رهبران ایران به توافقاتی بر سر مقابله با حزب کارگران کردستان ترکیه رسید. آیا ترکیه قصد دارد از نمونه اسراییل پیروی بکند و به بهانه دفاع از خود کردهای ترکیه را سرکوب کند و اگر این طور است، ایران چه همکاریی با ترکیه در این زمینه می‌کند؟

مهتدی­:  به نظر می‌رسد که ایران و ترکیه در رابطه با کردها در سطح خاورمیانه منافع مشترکی دارند. هر دوی آنها دارای یک اقلیت نیرومند کرد در کشورشان هستند. چه در کردستان ترکیه و چه در کردستان ایران مبارزه برای کسب حقوق ملی  خیلی زیاد و شدید است و هر دو دولت نگرانند. این یکطرف قضیه.  از طرف دیگر ایران می‌خواهد به ترکیه امتیاز بدهد تا ترکیه در مورد پرونده اتمی ایران و احتمال اقدامات آینده آمریکا به آمریکا نپیوندد و این خیلی مهم است برای ایران که ترکیه را بیطرف بکند. راهی که ایران در پیش روی دارد، یکی وسوسه‌های اقتصادی و امتیازات اقتصادی‌ست که می‌خواهد به ترکیه بدهد، دیگری همکاری در سرکوب کردهای ترکیه. منتها ایران نمی‌خواهد احتیاط را از دست بدهد و بنابراین بطور جدی هم وارد سرکوب کردهای ترکیه نمی‌شود. چون توپ بارانها و خمپاره‌ بارانهای ایران اکثرا تلفات جدی ندارد و این نشان می‌دهد که ایران می‌خواهد هم کردهای (پ.ک.ک)، حزب كارگران كردستان  را از خودش ناراضی نکند و هم در عین حال دل دولت ترکیه را هم بدست بیاورد.

اين حزب از چه موقعیتی در کردستان ترکیه برخوردار است و آیا مورد حمایت کردهای سایر کشورها هم هست؟ آیا این خود دلیلی است برای همکاری مشترک ترکیه و ایران برای مقابله با این نیرو؟

مهتدی­:  اینکه ایران و ترکیه بخواهند مشترکا کردها را در خاورمیانه تحت فشار قرار بدهند مسئله‌ تازه‌ای نیست، همیشه اینکار را کرده‌اند. کهن‌ترین پیمانهای مشترک بین دو دولت مثل «پیمان سعدآباد»، «پیمان سنتو» و «پیمان بغداد» است. منتها مسئله پ.ک.ک مسئله جداگانه‌ای‌ست. چون مسئله پ.کا.کا مسئله تمام کردهای ترکیه نیست. ترکیه ممکن است بتواند فشاری از نظر نظامی بر پ.کا.کا وارد بکند، ولی نمی‌تواند راه فعالیت کردهای ترکیه را به طریق مسالمت آمیز و سیاسی بگیرد. چون ترکیه می‌خواهد وارد اتحادیه اروپا بشود. اتحادیه اروپا فشار و ستم ملی بر کردها، بر ۲۰ میلیون کرد ترکیه را نمی‌تواند تحمل بکند و به ترکیه اجازه بدهد عضویت اتحادیه اروپا را داشته باشد. به نظر من آینده کردهای ترکیه تا حد زیادی در گروه نزدیکی ترکیه به اروپا قرار گرفته است.

آقای مهتدی گفتید که پ.ک.ک نماینده همه کردهای ترکیه نیست. سوالم را تکرار می‌کنم، نماینده چه بخشی هست و کلا از چه نفوذی برخوردار است در بین کردهای ترکیه؟

مهتدی­:  تردیدی نیست که نماینده بخش بزرگی از کردهای ترکیه هست، خصوصا که فعالیت مسلحانه می‌کند و فعالیت مسلحانه تا حال حاضر در کردستان ترکیه تنها راهی‌ست که کردها از این طریق می‌توانند مطالبات خودشان را جلو ببرند. ترکیه هیچ نوع فعالیت سیاسی، مسالمت‌آمیز، فرهنگی و اجتماعی را به کردها اجازه نداده است و این باعث شده که کردها هیچ راه دیگری جز فعالیت نظامی نداشته باشند و این امر پ.کا.کا را تقویت می‌کند. اگر ترکیه سیاست خودش را عوض بکند، و اگر به جامعه مدنی کردها در ترکیه اجازه فعالیت سیاسی و فرهنگی داده بشود، به نظر من تنها در آنصورت پ.کا.کا تنها نماینده یک گروه پارتیزانی کوچک خواهد شد. اما در حال حاضر چنین نیست، زیرا سیاست ترکیه همه کردها را سوق می‌دهد به زیر چتر پ.ک.ک.

کردهای عراق تا چه اندازه از جنبش سیاسی کردهای ترکیه حمایت می‌کنند؟

مهتدی­:  از جنبش سیاسی زیاد حمایت می‌کنند، ولی طبعا از جنبش نظامی نخیر. جنبش نظامی به خود کردهای ترکیه مربوط است. کردهای عراق اصرار دارند که از خاک آنها لشگرکشی نظامی به خاک ترکیه انجام نگیرد و تا حد توان خود هم می‌کوشند. گرچه توانایی‌شان در این قسمت تا اندازه‌ای محدود است. ولی از جنبش سیاسی کردستان ترکیه زیاد پشتیبانی می‌شود و بخش بزرگی از احزاب سیاسی کردستان ترکیه در کردستان عراق دفتر نمایندگی دارند، فعالیت دارند و در مطبوعات، رادیو و روزنامه‌های اینجا اهداف و نظرات خودشان را منتشر می‌کنند و مورد حمایت مردم کردستان عراق هستند. ولی فقط از آن بخش از فعالیت کردهای ترکیه که صرفا جنبه سیاسی و فرهنگی دارد.

اخبار رسیده حاکی از این است که دولت ایران فعالیت‌ها و آمد و شدهای کردهای عراق را هم تحت کنترل دارد. آیا دلیلش این است که چنین حمایتی از سوی کردهای عراق در قبال کردهای ایران هم صورت می‌گیرد؟

مهتدی­:  در عراق چه کسی  از جنبش کردستان ایران حمایت بکند. در حال حاضر دولت عراق توسط اکثریت شیعه مذهب عراق اداره می‌شود که آنها بهیچوجه نمی‌خواهند اپوزیسیون ایران، اعم از کرد و غیرکرد، را در خاک عراق فعال ببینند. از این یکسو. از سوی دیگر کشورهای خارجی و در راس آنها آمریکا و بعد هم اروپا هنوز سیاست مشخصی در قبال کردستان ایران اتخاذ نکرده‌اند، چون سیاست مشخصی در مورد خود ایران اتخاذ نکرده‌اند. ولی بدون تردید دولت ایران یکی از خطرهایی را که متوجه آینده خودش می‌بینید، این است که جنبش کردستان ایران هم روزی برسد که از حمایت بین‌المللی برخوردار بشود. آیا این روز خواهد رسید یا نه، این را آینده باید  تعیین بکند.

این ترس از حمایت است یا اینکه فکر می‌کنید این ایده که کردها تجزیه‌طلب هستند هم بنوعی خطر بحساب می‌آید؟

مهتدی­:  بهیچوجه! کردها در هیچ بخش از میهن خود خواهان تجزیه نیستند و این امر را کردستان عراق به اثبات رساند. سالهای سال گفته می‌شد که اگر کردها اختیار و اقتدار داشته باشند و کنترل سرزمین خودشان را بدست بگیرند، از کشور مادر جدا می‌شوند و استقلال ملی اعلام می‌کنند. کردهای عراق درست برعکس. در بحرانی‌ترین لحظات عراق را تنها نگذاشتند، به وحدت و یکپارچگی عراق کمک کردند و در بازسازی و تحکیم دولت تازه عراق نقش موثری ایفا کردند. این نمونه‌ای‌ست برای سایر بخش‌های کردستان. کردها تجزیه را بعنوان برنامه سیاسی خودشان تعیین نکرده‌اند، ولی ایقای حقوق ملی را در هر بخش دولتها بعنوان تجزیه تلقی می‌کنند. دولتها از سلاح تجزیه‌طلبی برای سرکوب مبارزات حق‌طلبانه مردم کردستان استفاده می‌کنند. وگرنه هیچ بخش تاکنون اعلام استقلال، جدایی یا تجزیه نکرده است. و این تهمتی‌ست که هربار در هر یک از کشورهای همسایه علیه جنبش کردها بکار گرفته می‌شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 17:34  توسط كارو | 

avatar

بیش از 80 گروه مدافع حقوق زنان، مخالفت شدید خود را با پیش نویس جدید قانون اساسی ترکیه، که در آن زنان را موجودات آسیب پذیر و نیازمند حمایت توصیف کرده است، ابراز داشتند.

به گزارش بی بی سی، قانون اساسی پیشنهادی در پشت درهای بسته نوشته شده است و از آنجایی که بر اساس قراین گام ها ی بزرگی در زمینه ی حقوق برابر به عقب برداشته است، گروه های زنان خواستار شرکت در مراحل نوشتن آن شده اند.

سلن لرمیگلو، فعال حقوق زنان، در مصاحبه ای با بی بی سی می گوید: دولت این را پذیرفته است و همین، جهان بینی و اندیشه ی آنها را نسبت به زن و مرد و اینکه زنان گروهی هستند که باید از ایشان تیمار داری شود نشان می دهد. اما ما به هیچ حمایتی احتیاج نداریم. ما به برابری نیازمندیم و تنها خواستار برابری هستیم،نه حمایت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 17:16  توسط كارو | 

ناسيوناليسم کرد، همواره از دو گرفتاری بزرگ آسيب ديده است. از درون گرفتار مناسبات سنتی و روابط قبيله‌ای و از بيرون گرفتار چنبره­ی رقابت دولت­های منطقه و قدرت­های بين­المللی. اين دو گرفتاری همزاد، جنبش ناسيوناليسم کرد را به دور باطل خيزش ـ شکست ـ خيزش‌ کشانده­اند

به­مناسبت دو بهمن (2 ریبه‌ندان) سالگرد تاسیس جمهوری مهاباد

پيشينه­ی «کومه­له­ی ژ.‌کاف» و حزب دموکرات کردستان ايران:

در بيست­وپنجم شهريور ۱۳۲۱ شمسی گروهی کوچک از مردان برخاسته از گروه­های میانی شهر مهاباد، جمعيت «کومه­له­ی ژيانی کرد» را پايه­گذاری کردند. «کومه­له» به معنای توده، حزب يا کميته و «ژيان» به معنای زندگی، زيستن يا حيات. و «کومه­له­ی ژيانی کرد» يعنی کميته يا جمعيت تجدید حيات کرد. «کومه­له­ی ژيانی کرد» را بصورت «کومه­له­ی ژيانه وه­ی کورد» و يا «کومه­له­ی ژيانه وه­ی کوردستان» هم نوشته‌اند.

شمار پيوستگان به «کومه­له­ی ژ. کاف» در مدت شش ماه به يکصد نفر رسيد که همگی مهابادی بودند.

اساس پذ‌‌‌يرفته شدن در جمعيت «ژ.کاف» بر «کرد بودن بنا نهاده شده بود، به­همين دليل اکراد شيعه، علی اللهی، آشوری­ها و مسيحی­ها که از نظر ريشه ملی به اکراد می­پيوستند در اين جمعيت يافت ميشدند اما ترک‌های آذربايجانی و قره پاپاق‌های نقده با اينکه زبان کردی را خوب تکلم می‌کردند و حتا لباس کردی هم می‌پوشيدند بخاطر ريشه‌های ملی نمی‌توانستند به عضويت اين انجمن در آيند.»(۱۰۹)

اين ملاک ملی عضويت در «کومه­له­ی ژ.کاف» را پژوهشگر ديگر تاريخ جمهوری مهاباد، آرچی روزولت نيز بيان کرده است. او می‌نويسد: «سرشت کومه­له بسيار ملی بود و عضويت در آن محدود به کسانی بود که از پدر و مادر کرد باشند. تنها‌ استثناء اين قاعده کسانی بودند که مادرشان آشوری بود.»(۱۱۰)

اعضای «کومه­له­ی ژ.کاف» باسوگند به قرآن ـ کردهای غيرمسلمان به معتقدات خود سوگند مي­خوردند ـ پایبندی خود را به برنامه‌های جمعيت بيان می‌کردند و می­پذيرفتند که:

«1- به ملت کرد خيانت نکنند.

2ـ برای کسب خود مختاری کوشش کنند.

3ـ هيچ سری از اسرار جمعيت را نه کتبی، نه شفاهی و نه به هيچ شکل ديگری افشاء نکنند.

4ـ تا پايان عمر همچنان عضو جمعيت باقی بمانند.

5ـ تمام مردان کرد را برادر و تمام زنان کرد را خواهر خود بدانند.

6- بدون اجازه جمعيت به هيچ حزب و تشکيلات ديگری وارد نشوند و نپيوندند.»(۱۱۱)

از اعضای اوليه و پايه­گذاران«کومه­له­ی ژ.کاف»، ملا عبدالله داودی، قاسم قادری، محمد نانوازاده، عبدالرحمن ذبيحی، عبدالرحمن شرفکندی (هه ژار. شاعر معروف کرد)، محمد امين شيخ الاسلامی مکری(هيمن. شاعر کرد) و رحمان حلوی را می‌توان نام برد. مير حاج از کردهای عراق نيز در گردهمايی‌های اوليه و تنظيم خواسته‌های «کومه له ی ژ.کاف» نقش موثری داشته است.(۱۱۲)

«کومه­له­ی ژ.کاف» گرچه بصورت مخفی و محد‌ود فعاليت مي­کرد اما در مدت نسبتا کوتاهی توانسته بود بسياری از سر کردگان قبايل و مردم پاره‌ای شهرها را جذب کند.

سال­های جنگ جهانی دوم برای ایران همراه است با اشغال ايران توسط قوای شوروی و انگليس و آمريکا، سقوط ديکتاتوری رضا شاهی، و آغاز دوره‌ای از آزاديهای سياسی، فعاليت احزاب و مبارزات پارلمانی. ارتش بريتانيا در جنوب و ارتش سرخ در شمال، آذربايجان و بخش­هايی از کردستان حضور دارند. چنين تصور و آرزو مي­شد و شوروي­ها نيز اينگونه رسانده بودند که اتحاد شوروی در حل و فصل مسايل جهانی پس از جنگ از آرزوها و خواسته‌های مردم کرد حمايت خواهد کرد.

در اين ايام شوروی­ها در مناطق اشغالی و برای تامين نيازهای خود به آذوقه و محصولات کشاورزی و نيز تامين امنيت مناطق، با برخی روسای عشاير و متنفذ‌ين و مالکين محلی در ارتباط بودند. و «هنوز شش ماه از اشغال ايران نگذ‌شته بود که گروهی از فئودال­های کرد به شوروی دعوت شدند. شوروی‌ها در اين ملاقات وعده‌ای ندادند و از «مارکسیسم» چه آنوقت و چه بعدها چيزی نگفتند. کردها... با اين احساس که روس‌ها از درخواست مردم کرد برای خودمختاری حمايت خواهند کرد به ايران بازگشتند.»(۱۱3)

حسن ارفع، اسامی اين ميهمانان را‌ چنين معرفی می‌کند: «قاضی محمد سردفتر و حقوق­دان مهاباد، اميراسعد ده بکری، مجيد خان از مياندوآب، حاجی بابا شيخ، عبدالله ايلخانی زاده بوکان، رشيد وطه هرکی، زيرو بهادری از قبيله دوست حسن، ممدوی ازشکاک، موسی خان زرزا، حاج قرنی آقا، کاکاحمزه مامش، سيدمحمد صادق فرزند سيد طه نوه شيخ عبیدالله...»(۱۱۴)

و در اين شرايط خواهش و ميل به «آزاد ماندن» رشد کرد و تمايلات و نیات ملی تشديد شد. قاضی محمد شخصيت روحانی و معتبر مهابادی در سال 1323 به جمعيت «کومه­له­ی ژ.کاف» پيوست و بزودی «سيمای مقتدر» کومه­له شد.

«در سپتامبر۱۹۴۵ قاضی محمد و عده‌ای ديگر از کردها بار ديگر به شوروی احضار شدند اين بار هم با جعفر باقراف نخست وزير جمهوری آذربايجان شوروی ديدار کردند. کردها به باقراف گفتند که مي­خواهند کشوری کرد تاسيس کنند و اميدوارند اتحاد شوروی از کمک مالی و تسليحاتی بدانها دريغ نورزد. با قراف در پاسخ اظهار داشت که عجله‌ای نيست. آزادی کردها بايد مبتنی بر نيروهای مردمی باشد آن هم نه تنها در ايران بلکه در عراق و ترکيه هم. وی به کردان اطمينان داد که مصلحتشان در تکيه بر اتحاد شوروی است و در زمينه کمک مالی و حمايت نظامی وعده‌های مبهم بسيار به آنها داد.(۱۱۵)

دراين ملاقات قاضی محمد و همراهان ناخرسندی باقراف از«کومه­له­ی ژ.کاف» و پيشنهاد تاسيس حزب جديدی را متوجه شدند. در بازگشت از اين سفر قاضی محمد نتايج گفتگوها را با سران کومه­له در ميان گذاشت و سپس بيانيه‌ای با امضاء قاضی محمد و ۱۰۵ تن از سرشناسان کرد انتشار يافت. در اين بيانيه تاسيس حزب دموکرات کردستان و‌هدف­های حزب برشمرده شد. در کتاب جمهوری مهاباد مواد برنامه در ۸ بند آورده شده است:

«۱ـ مردم کرد ايران بايد از آزادی و خود گردانی در اداره امور خود بهره‌مند باشند يا در چارچوب کشور ايران خود مختاری داشته باشند.

2ـ زبان کردی زبان رسمی آموزشی و اداری باشد

3ـ انجمن ايالتی کردستان، بايد بی­درنگ، موافق با قانون اساسی انتخاب شود و بر تمام امور دولتی نظارت کند.

۴ـ کليه کارکنان دولت در منطقه کرد تبار باشند.

5ـ قانون واحد برای کشاورزان و مالکان وضع گردد و آينده اين دو طبقه تامين شود.

6- حزب دموکرات کردستان برای تامين وحدت و دوستی کامل در مبارزه با مردم آذربايجان و ساير اقوامی که در آذربايجان زندگی می‌کنند (آشوری­ها، ارمنی­ها وغيره) کوششی خاص مبذول خواهد داشت.

۷- ما آرزومند‌يم مللی که در ايران زندگی می‌کنند بتواند آزادانه در راه تامين سعادت وپيشرفت کشور خويش بکوشند. زنده باد خود مختاری دموکراتيک کردستان.»(۱۱۶)

در کتاب «جمهوری ۱۹۴۶ کردستان» و کتاب «کردها و يک بررسی تاريخی و سياسی» بند ۵ برنامه بگونه‌ای متفاوت ثبت شده است: «۵ ـ تمام عايدات درآمد منطقه لازم است در خود منطقه صرف شود».

غنی بلوریان در کتاب خاطرات خود به­نام ئاله کوک (برگ سبز) در صفحات 3ـ71 نکات قابل توجه مهمی را در باره تغییر برنامه و خواسته­ها و روش­های مبارزه کومه­له ژ. ک. و تغییر نام آن به حزب دموکرات کردستان مطرح می­کند.

به­گفته غنی بلوریان، کومه­له ژ. ک. شعار «کردستان بزرگ» را اعلام می­کند، با کردهای ترکیه و عراق پیمان همکاری می­بندد موسوم به «پیمان سه مرزی»، نه تنها با شوروی بلکه با «هر دولتی» که امکان داشت ارتباط می­گیرد و برای «آزادی کرد» و «استقلال کردستان بزرگ»، درخواست پشتیبانی می­کند. منظور غنی بلوریان از «هر دولتی»، دولت انگلستان است.

غنی بلوریان می­افزاید که: «روس­ها از قاضی محمد خواستند به تبریز برود» و پس از بازگشت قاضی محمد از تبریز در باره «رابطه انگلیس و کومه­له بحث می­شد و گفته می­شد شوروی از ارتباط بین مسئولین کومه­له و انگلیس ناراضی» است.

به­گفته غنی بلوریان، قاضی محمد در جلسه کمیته مرکزی کومه­له گفته است: «شعار کومه­له برای همه ما دارای احترام است»، ولی «شرایط روزگار به­گونه­ای است که هیچ­یک از جناح­های جهان از خواسته­های امروز کومه­له دفاع نمی­کند» و این­که «درخواست امروزه ما باید در چارچوب خاک ایران ارزیابی شود و چیزی در برنامه خود بگنجانیم که با متن قانون و شرایط امروز دولت ایران هماهنگ باشد» و براساس این نگرش لازم است که «نام کومه­له نیز تغییر یابد و قالب و چارچوب جدیدی مشخص کنیم که با شعارهای جدید ما مغایرت نداشته باشد.»

غنی بلوریان پس از نقل خاطرات خود از گفته­های قاضی محمد، می­گوید: «بدین طریق در روز دوم آبان­ماه سال 1324/1945 کنگره اول حزب دمکرات منعقد شد. در این کنگره نام کومه­له ژ. ک. و شعارهایش را تعییر دادند. با کمال تاسف تغییر شعارهای کومه­له ژ. ک. یک عقب­نشینی تلخ در تاریخ جنبش آزادی­خواهانه کردستان بود که شرایط بر مردم ما تحمیل کرد.»

در تحولات بعدی در ۲۲ ژانويه ۱۹۴۶ برابر۲ بهمن (۲ری بنه دان) ۱3۲۴شمسی، قاضی محمد در ميدان «چوارچرای» مهاباد با حضور جمعيت بزرگی از بزرگان شهر و روسای بسياری از قبايل کرد تاسيس جمهوری مهاباد را اعلام کرد. در اين روز پرچم کردستان برفراز ادارات مهاباد، نقده و اشنويه به اهتزاز در آمد.

اين پرچم دارای همان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ اما به ترتيب عکس پرچم ايران و در زمينه سفيد آن خورشيدی با دو خوشه‌‌ی گندم نقش شده بود. قاضی محمد پس از اعلام جمهوری و در مقام ریيس جمهور، اعضاء کابينه جمهوری خود مختاری مهاباد را انتخاب و معرفی کرد:


حاجی بابا شيخ. نخست وزير (صدرهيئت رئيسه). اهل بوکان. سياستمداری شصت و پنجساله. ازخانواده سادات زميبل اطراف بوکان. در زمان رضاشاه از دوستان وفادار و قابل اعتماد رضاشاه بود ونزد او نفوذ و اعتبار داشت. «حاجی شيخ بابا نزديکی خاصی با قاضی محمد نداشت و چنين استنباط مي­شد که برای خنثی کردن اعمال و کردار خانواده ايلخانی زاده‌های بوکان به مقام صدارت عظما رسيده است... او رفتار بسيار خوبی با مردم داشت... اما هرگز فرد قدرتمندی در حکومت نبود.»(۱۱۷)

وزارت جنگ به عموزاده قاضی محمد يعنی محمد حسين سيف قاضی واگذار شد.

وزارت فرهنگ: مناف کريمی. ازمهاباد. از اعضای قديمی «جمعيت ژ.کاف» و عضو کميته مرکزی. مناف کريمی جوانی بيست­وپنج ساله از خانواده‌های متوسط اما شناخته شده و مورد احترام مردم مهاباد.

وزارت داخله (کشور): محمد امين معينی. صاحب گاراژ و دارای روابط تجاری با تجار روسی مستقر در تبريز‌.

وزارت بهداری: سيد محمد ايوبيان. جوانی سی ساله و خود ساخته. داروخانه‌ای را که متعلق به پدرش بود اداره مي­کرد. يک سال پس از تشکيل «جمعيت ژ.کاف» به عضويت آن در آمده بود.

وزارت امورخارجه: عبدالرحمن ايلخانی زاده فرزند حاجی بايزيد آقا.

وزارت راه: اسماعيل‌آقا ايلخانی­زاده پسر عموی عبدالرحمن ايلخانی­زاده. هر دو از خانواده‌های متنفذ بوکان از ايل ده بکری که نوعی رقابت با قاضی داشتند و انتخاب آنان انتخابی سياسی و ضروری بود. ايلخانی­زاده ها عضو «جمعيت ژ.کاف» و حدودا سی­وپنج ساله بودند.

وزارت اقتصاد: احمد الهی. چهل ساله. اهل بازار و کسب وکار. تحصيلکرده و آشنا با مناطق مختلف کردستان از نظر زمينه‌های تجاری و تجارت. از اعضای قديمی «جمعيت ژ.کاف» و در منزل او بود که قاضی محمد برای عضويت در جمعيت مراسم تحليف بجای آورد.

وزارت کار: خليل خسروی. از خانواده‌های قديمی مهاباد. چهار ماه پس از تشکيل «جمعيت ژ.کاف» به عضويت آن در آمده بود.

وزارت پست و تلگراف: کريم احمدین. مردی چهل ساله از خانواده‌ای نيک.

وزارت تجارت: حاج مصطفی داودی. مردی پنجاه­وپنج ساله از خانواده­ی بسيار محترم و پرجمعيت. در باغ او بود که نطفه «جمعيت ژ.کاف» بسته شده خود او اما يکسال بعد به عضويت جمعيت درآمد.

وزارت دادگستری: ملاحسين مجدی. با سوادترين و نامدارترين روحانی مهاباد. اعتبار و ارزش مذهبی و قضايی او، نشان شايستگی او برای اين مقام بود.

وزارت کشاورزی: محمود ولی­زاده. جوان­ترين عضو کابينه. بيست وسه ساله. مدرسه عالی کشاورزی کرج را به پايان برده بود. ازخانواده‌های بالای مهاباد و از سال ۱9۴۳ به عضويت در«جمعيت ژ.کاف» در آمده بود.

با توجه به همين ترکيب کابينه است که نويسنده کتاب «جمهوری ۱۹۴۶ کردستان» در تحليل خود از «قدرت حکومت» می‌نويسد: «بدين سان قدرت حکومت در مهاباد در دست خانواده‌‌های مرفه یا تحت نفوذ آنان بود. برخورد اين دسته با مسايل سياسی و اقتصادی، محافظه­کارانه و قد‌‌‌‌يمانه بود و از آنان جز اين هيچ انتظار ديگری نمی‌رفت اما از نقطه نظر اجتماعی مترقی بودند. اگر منصفانه قضاوت کنيم کابينه، جنبش ملی کرد را زير نظر داشت و رهبری می‌کرد، شهر مهاباد را خوب راه می برد. اما منطقه مهم اروميه و در جنوب سقز و سردشت دراختيار آنان نبود.»(۱۱۸)

درک کينان نيز درباره ترکيب و سرشت «جمهوری مهاباد» می‌نويسد: «‌دولتی که در مهاباد تشکيل شد مرکب از اعيان شهر و روسای محافظه­کار قبايل بود. در حقيقت حکومت طبقات بالای مردم کرد بود. مترقی­ترين جنبه اين حکومت برنامه آموزشی و رفاه اجتماعی آن بود که برحسب معيارهايی که آن زمان در آسيای غربی جاری بود «ليبرال» بود. قدرت حکومت در وجود قاضی محمد متمرکز بود و از او به ادارات متعددی که روسای آنها برحسب اعتماد شخص او انتخاب شده بودند تسری می­يافت. حکم و اقتدار حکومت در نواحی عشايری همچنان دردست روسای عشاير بود. پشتيبان معنوی و روانی اين حکومت وعده‌های دولت اتحاد شوروی بود.»(۱۱۹)

نيروهای مسلح جمهوری مهاباد پس از سربازگيری از مهاباد و اطراف نزديک به ۱۳۰۰ سرباز و افسربود. آموزش نيروها عمد‌تا توسط افسران کرد و بويژه چهار افسر کرد عراقی که همراه ملا مصطفی به ايران آمده بودند صورت می­گرفت. مردان مسلح بارزانی که اساس نيروی نظامی جمهوری مهاباد را تشکيل مي­دادند به تفاوت از ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ چريک کارآزموده تخمين زده شده­اند. سرلشکر حسن ارفع نيروهای‌ ملامصطفی را «حدود دوهزار نفر عشاير» برآورد می‌کند.

در کتاب‌‌ «جمهوری‌‌ مهاباد» همراهان مسلح بارزانی هزار نفر با خانواده­هايشان برآورد شده که بتدريج تا سه­هزار نفر افزايش يافته‌اند.

علاوه بر اين نيروهای مسلح عشاير و سران عشاير موافق «جمهوری مهاباد» را نيز بايد در نظر داشت. البته رقابت‌ها، دشمنی‌ها و کينه­ورزی‌های قبيله‌ای و قديمی ميان قبايل گوناگون و ناپایداری جبهه­گيری آنان و همچنين تاثير سياست و روابط شوروی، دولت مرکزی ايران، و جمهوری مهاباد بر نوسانات عشاير و سران قبايل را نبايد از نظر دور داشت. با تصرف برخی پادگان­ها و کلانتری­ها، مقداری سلاح و مهمات بدست جمهوری مهاباد افتاده بود. بعدها شوروی­ها نيز سلاح، ده­ها کاميون و جيپ نظامی به جمهوری مهاباد تحويل دادند. ۵۰ تن از جوانان و نوجوانان کرد نيز برای آموزش رسمی نظامی به آذربايجان شوروی فرستاده شدند.

سرلشگر ارفع در برآورد ديگری می‌‌‌‌‌‌‌گويد: «تعداد قوای مسلحه حزب دموکرات کردستان بعلت اشکال شمارش آنها بدقت معلوم نيست می‌توان گفت در نواحی جنوب و جنوب­شرقی مهاباد در حدود دوازده­هزار نفر مسلح موجود بود چهارهزار نفر نيز در شمال مهاباد مستقر بودند...»

فرهنگ و آموزش


جمهوری مهاباد برای گسترش فرهنگ و زبان کردی تلاش می‌کرد و اميدوار بود تا مهاباد را به مرکزی برای جنبش فرهنگی و ملی ـ نظير سليمانیه يا سوريه ـ تبديل کند. در ابتدا آموزگاران کرد در کلاس­ها، کتاب­های درسی فارسی را برای دانش­آموزان به کردی بازگو می‌کردند. بعدها کتاب­های آموزشی به کردی چاپ شد.

يک روزنامه و يک ماهنامه سياسی هر دو بنام «کردستان» و دو مجله عمدتا فرهنگی بنام‌های «هاوار»(فرياد) و «هلال» به کردی منتشر شدند. همه اين نشريات، در چاپخانه‌ای که ارتش سرخ به جمهوری مهاباد داده بود چاپ می‌شدند. روزولت می‌نويسد: «اهميتی را که قاضی محمد برای ادبيات و زبان کردی قائل بود می‌توان از اين نکته دريافت که در ميان کارکنان دفترش دو شاعر جوان، هژار و هيمن بودند که سروده‌هايشان به رغم کمبود کاغذ چاپ و نشر می­شد. اگر چه اين کوشش­ها در طی عمر کوتاه جمهوری آن اندازه نبود که بتواند مهاباد را به سطح دو مرکز فرهنگی ـ سليمانه و سوريه ـ که بيست­وپنج سال بود زبان و فرهنگ کرد آزادانه درآنها آموخته و نوشته ميشد ارتفاء دهد با اين همه مهاباد از نظر سياسی کانونی بود که چشم همه کردان بر آن دوخته شده بود. محافل فرهنگی کردهای بيروت و استانبول و بغداد و همچنين کردهای کوه نشين همه مراقب بودند ببينند آيا جنبش قاضی محمد کامياب خواهد بود يا ناکامياب خواهد شد.»(۱۲۰)

کومه­له نيز در دوران فعاليت خود چند روزنامه و مجله کردی از جمله «گلاويژ» (ستاره سهيل) و «نيشتمان» (ميهن) منتشر می‌کرد. نيشتمان ارگان رسمی «جمعيت ژ.کاف» بود و روی جلد آن تصوير صلاح­الدين ايوبی نقش بسته بود.


نگاهی به گذشته: محدودیت­ها و ناسازگاری­ها

بنظر می‌رسد «جمهوری مهاباد» هم از آغاز تاسيس و اعلام موجوديت، حداقل همزاد سه ناسازگاری فرساينده بوده است. ناسازگاری ميان مفهوم حقوقی حق تعيين سرنوشت آزادانه ملت کرد و واقعيت وابسته بودن تاسيس و بقای «جمهوری مهاباد» به قدرت شوروی و تعادل قوای جهانی؛ ناسازگاری ميان مفهوم و ساختار سياسی «جمهوری خودمختار» و چهارچوب قانون اساسی رژيم مشروطه سلطنتی ايران؛ ناسازگاری ميان مفهوم و فلسفه سياسی«جمهوری» بعنوان نمود دولت مدرن و ساختار و مناسبات قبيله‌ای نيرومند در کردستان.

«قاضی محمد از آغاز تا پايان جمهوری، با درد و اندوه وابستگی جنبش ملی کرد را به حمايت اتحاد شوروی حس می‌کرد. او احساس می‌کرد که حکومت مهاباد تنها با اتکا به حمايت دولتی نيرومند می‌تواند در برابر خصومت ايران یا خصومت احتمالی کشورهای همسايه، مقاومت کند و پايدار بماند. اين دولت نيرومند در شرايط و اوضاع آن روز، تنها می‌توانست اتحاد شوروی باشد.»(۱۲۱)

مفهوم خودمختاری براين معنا دلالت دارد که «ايالت خودمختار» يا «جمهوری خودمختار» در چهارچوب مرزهای سياسی و قانون اساسی دولت يا فدراسيون يا کنفدراسيون متبوعه، از خود مختاری برخوردار است. براين اساس «جمهوری خودمختار» يا «جمهوری» در چهارچوب جمهوری يا اتحادی از جمهوری­ها قابل تصور و تحقق است. ناسازگاری ميان «جمهوری مهاباد» و چارچوب قانون اساسی رژيم مشروطه سلطنتی چگونه توضيح و تبیين می­شده است؟

و بالاخره ناسازگاری ميان مفهوم «جمهوری» بعنوان دولت مدرن و واقعيت قدرت ايلات و سرکردگان ايلی. قدرت قبايل بگونه‌ای بود که شوروی­ها مقد‌‌متا با برخی روسای قبايل تماس گرفته بودند. در ميان اين رؤسا، قرنی آغارئيس العشاير رئيس مامش، عمر خان شريفی رئيس قبيله شکاک و امیراسعد د‌‌هبکری پيشنهادات شوروی­ها را نپذيرفته بودند. و مي­دانيم قاضی محمد و اعضاء کابينه او هيچگونه تصميم مهمی بدون مشورت و رايزنی با رهبران بزرگ و مهمی چون عمر خان شکاک، رشيد بيک هرکی و يا ملا مصطفی بارزانی، نمی­گرفتند.

ناسيوناليسم کرد، همواره از دو گرفتاری بزرگ آسيب ديده است. از درون گرفتار مناسبات سنتی و روابط قبيله‌ای و از بيرون گرفتار چنبره­ی رقابت دولت­های منطقه و قدرت­های بين­المللی. اين دو گرفتاری همزاد، جنبش ناسيوناليسم کرد را به دور باطل خيزش ـ شکست ـ خيزش‌ کشانده­اند. ملا مصطفی بارزانی پس از شکست جمهوری مهاباد گفته بود: «اين کردها نبودند که از ارتش شاه شکست خوردند بلکه شوروی بود که از ايالات متحده و بريتانيا شکست خورد». بی­گمان کردها و بويژه کردهای بارزانی جنگجويانی کارآزموده و بيباک‌اند. سخنان ملا مصطفی اما هم بيان آشکارای واقعيت تلخ مشروط بودن سرنوشت جنبش ملی کرد به قدرت­های بين المللی است و هم بيان نيمه پنهان غرور شواليه­گری قرون وسطايی و سنت تفاخر قبيله‌ای.

موقعيت و سرنوشت سياسی «جمهوری مهاباد» همچون سرنوشت حکومت فرقه دموکرات آذربايجان، به چگونگی روابط دولت شوروی با دولت مرکزی ايران و تعادل قوای بين المللی گره خورده بود.

پس‌ از مذاکرات قوام با استالين در مسکو و توافقنامه قوام ـ سادچيکف بر سر امتياز نفت شمال به شوروی گفتگوها و مصالحه جویي­هایی بين دولت مرکزی و حکومت فرقه دموکرات آذربايجان برقرار بود. بنابر موادی از اين تواقفات، پيشه­وری مقام نخست وزيری آذربايجان را وانهاد و دولت قوام، دکتر سلام­اله جاويد وزير کشور حکومت فرقه دموکرات آذربايجان را به سمت استانداری آذربايجان پذيرفت. ساير وزراء نيز از طرف دولت مرکزی به مسئوليت‌های اداری استان گمارده شدند. براساس توافق، آذربايجان و از جمله مناطق کردنشين در قلمرو حاکميت مرکز قرار گرفت. بدين ترتيب در حاليکه فرقه دموکرات آذربايجان ـ هرچند موقتی و نا پايدار ـ به وضع خود جنبه‌ی قانونی داده بود، موقعیت «جمهوری مهاباد» ناروشن بود.

«... سرانجام قاضی محمد خود به تهران رفت تا نارضايی خود را از اين ترتيبات به نخست وزير قوام اظهارکند.‌ از قوام خواست به استانداری استانی مرکب از نواحی کردنشين آذربايجان و مناطق وسيع­تری از کردستان تحت حکم و اختيار دولت مرکزی، يعنی سرزمينی که از مرزهای اتحاد شوروی تا نقطه‌ای از نيم راه بين سنندج و کرمانشاه امتداد داشت، نصب گردد، استان جديد از درجه‌ای از خود مختاری داخلی بهره‌مند باشد و کارکنان استان و سربازان مستقر درآن به تمام و کمال از مردم محل تامين شوند. نخست وزير محتال ايران با پيشنهاد قاضی موافقت کرد. مشروط براين که قاضی موافقت دکتر جاويد استاندار دموکرات آذربايجان را جلب کند. دکتر جاويد با خشم و تغير اين پيشنهاد را رد کرد، و اصطکاک و برخورد کردها و آذربايجانی­ها همچنان ادامه يافت.

اگر چه در طی اين مذاکرات، برقراری آتش­بسی بين دولت مرکزی از يک سو و کردها وآذربايجانی­ها از سوی ديگر توافق شده بود، تک تيراندازی­ها و برخورد‌های موضعی همچنان روی می­داد، که گاه به رويارويی مستقيم نيز می‌کشيد...»(۱۲۲)

در مرحله پس از مذاکرات و درگيري­های پراکنده، يعنی در مرحله‌ای بينابينی و بالنسبه آرام، گروهی خارجی، چهار آمريکايی و يک فرانسوی از کردستان بازديد کردند و ميهمان قاضی محمد شدند. آنان «جمهوری را دستگاهی کارآ و کارآمد يافتند. دولت قاضی محمد گرچه پايه و اساس حقوقی نداشت چون گذشته بردوام بود و تنها عنوان وزيران آن از «وزير» به «ریيس» تغيير يافته بود و وی خود تنها، رهبرحزب (پيشوای حزبی دموکراتی کردستان) بود... کسانی که فرصت يافته و با قاضی محمد ديدار کرده‌ بودند بی­اختيار تحت تاثير شخصيت وی قرار گرفته بودند و به سهولت دريافته بودند که چرا برای ملّيون همه جاهای کردستان به «مظهری» بدل شده است... صدايش نرم و خوش آهنگ و حرکاتش آرام و موقر بود. نوعی انترناسيوناليست بود، به همه ملت‌های جهان مهر می­ورزيد... مردی می­نمود سخت معتقد، و پشت بند اين اعتقاد، شجاعتی کم نظير و از خود گذشتگی بود. اما سعه فکر و نظر و اعتدال، تعادلی در اين عناصر به وجود آورده بود. دست کم در اين مرحله‌ای که ازآن سخن می­داريم خواست‌هايش معتدل‌اند: خود مختاری کردستان در چهارچوب کشور ايران. آشکار می­گفت که وی نيز در اين نظر کردان سهيم است که متعقدند از آنجا که از